روایتِ زنجیره ۱۲ کیلومتریِ خانواده‌های مشهدی | مادران با کودکانشان آمدند ضرورت نگاه خانواده‌محور به مدیریت مصرف انرژی پیگیری بیمه زنان خانه‌دار روستایی و عشایری | تاکنون حدود ۴۰۰ نفر بیمه شده‌اند آشپزی | سوپ پرتقال؛ غذایی مناسب برای مقابله با سرماخوردگی وجود بیش از ۷ هزار زن شهیده در کشور | نخستین حرکت‌های انقلابی توسط زنان شکل گرفت اجرای طرح «چشم‌روشنی» ویژه مادران دارای فرزند متولد سال ۱۴۰۵ در تهران صعود ۳ پله‌ای ندا شهسواری در رنگینک جهانی جدید تنیس روی میز لزوم تکرار درمان‌های ناباروری توسط زوجین | برخورداری از ذخیره تخمدانی، امیدها را برای بارداری افزایش می‌دهد «شربت زعفران، آویشن، پونه و چند قطره روغن گل مغربی»؛ فراتر از یک نمایش زنانه است نگاهی به توسعه زیرساخت‌های ورزش بانوان در دوره ششم مدیریت‌شهری آیا فریز تخمک در پوشش بیمه قرار می‌گیرد؟ ویدئو | مادرانه | روایتی از دلتنگی مادران شهدا | شهید محمد امان نگاهی به عملکرد تیم ملی بسکتبال ۳نفره زنان ایران در بازی‌های آسیایی ناگویا ۲۰۲۶ لزوم حمایت از نقش مادری در کنار مشارکت اقتصادی زنان در جامعه برای یک شادی دسته جمعی طرز تهیه کیک زبرا در منزل + فیلم روایت بانوی وزنه‌بردار تاریخ‌ساز کشورمان که با دست پر از بازی‌های آسیایی برگشت | مادرم تنهامربی‌ام بود برگزاری دومین نشست علمی فرهنگی کنگره بین‌المللی حضرت بی‌بی حکیمه (س) در مشهد
سرخط خبرها
مادرانه‌های روز‌های آژیر و آتش | بازخوانی کتاب آن هجده ماه و هفت روز

مادرانه‌های روز‌های آژیر و آتش | بازخوانی کتاب آن هجده ماه و هفت روز

  • کد خبر: ۳۷۳۵۲۶
  • ۰۱ آذر ۱۴۰۴ - ۱۰:۱۱
«آن هجده ماه و هفت روز» نه فقط خاطرات یک امدادگر جوان است، که روایت مادرانه‌های دخترانی است که در سخت‌ترین روز‌های جنگ، جای مادرانِ دور از جبهه برای رزمندگان می‌ایستادند.

به گزارش شهرآرانیوز، صدای آژیر و گردوغبار انفجار، بخشی جدایی‌ناپذیر از روز‌های آغازین جنگ در دزفول بود؛ روز‌هایی که دختران جوانی در بیمارستان افشار، در میان رفت‌وآمد مجروحان، مادرانه‌هایی را تجربه کردند که شاید در هیچ دوره‌ای از زندگی‌شان دوباره تکرار نشد. کتاب «آن هجده ماه و هفت روز» نوشته شهلا آبنوس، روایتی زنانه و صمیمی از همین روزهاست؛ روز‌هایی که برای یک امدادگر جوان، به معنای واقعی «خط مقدم» بودند.

در بخشی از کتاب، روایت دیدار کوتاه نویسنده با برادر رزمنده‌اش آمده است؛ دیداری که لباس‌های خاکی و خونی و چهره غمگین او بیش از هر توضیحی از واقعیت تلخ جنگ می‌گفت:«از همان روز اول رفتنش، فقط همان یک بار دیدمش... پرسیدم خط مقدم کجاست؟ سرش را پایین انداخت: خط مقدم هر لحظه عقب‌تر از لحظه قبله...»

شهلا آبنوس، متولد ۱۳۴۱ و کارشناس ارشد ادبیات فارسی، از نویسندگانی است که توانسته جنگ را با قلمی زنانه و لطیف روایت کند. او تجربه امدادگری در بیمارستان دزفول و شهادت برادرش را پشتوانه روایت خود کرده و مادرانه‌هایی را نوشته که کمتر در کتاب‌های جنگی دیده می‌شود. در کارنامه او آثاری، چون «ستاره در آینه»، «بغض‌های قدیمی» و «خوابى که تعبیرش تو بودی» نیز دیده می‌شود.

نویسنده معتقد است یکی از مهم‌ترین دستاورد‌های این کتاب، ایجاد بستری برای گفت‌وگوی بین دو کشور است؛ زاویه‌ای تازه که از دل روایت‌های انسانی برمی‌آید. کتاب نه ایدئولوژیک است و نه تبلیغی؛ تنها روایت تجربه‌های زیسته یک امدادگر جوان است که در میانه جنگ، از عشق، ترس، دلتنگی و مادرانه‌بودن می‌نویسد.

«آن هجده ماه و هفت روز» با روایت اول‌شخص و هم‌زمانی رخداد‌ها و روایت، مخاطب را در دل ماجرا می‌نشاند. وقتی خودِ راوی همان لحظه‌ای را تعریف می‌کند که تجربه کرده، فاصله بین خواننده و واقعه از بین می‌رود؛ به‌ویژه وقتی از روز‌هایی حرف می‌زنیم که چند دهه از آن گذشته است.

این کتاب در ۲۴۰ صفحه، با نویسندگی شهلا آبنوس و ویراستاری افسانه نظری توسط انتشارات برکه خورشید منتشر شده است؛ روایتی که برای علاقه‌مندان به داستان‌های عاشقانه و خاطرات جنگ، همچون نسیمی خنک در گرمای تابستان، شیرین و خواندنی است.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.